213   
شناسه خبر: 24654   
تاریخ انتشار: 1395/09/14 11:22
دکتر سهیلا سلحشور کردستانی در گفت وگو با ایرانیان موفق:
انگیزه ایجاد نوآوری، سنگ بنای کار و کارآفرینی است
انگیزه ایجاد نوآوری، سنگ بنای کار و کارآفرینی است
دکتر سهیلا سلحشور کردستانی، این روزها با دستانی پر اما متواضع، با بیش از 5 اختراع بین‌المللی و جوایز علمی متعدد در شرکتی دانش‌بنیان که با همسرش راه‌اندازی کرده هم‌چنان راه موفقیت را در علم تجهیزات پزشکی طی می‌کند. همین راه "ایرانیان موفق" را مشتاق دیدارش کرد.

انتهای صدایش می‌لرزد، انگار سال‌های زیادی را در نگرانی گذرانده باشد؛ درست مثل اوّلین بار که صدای لرزان اما مصمم‌اش را شنیدم و چیزی درونم لرزید گو اینکه انگار به یادم می‌انداخت که توانای کارهای زیادی هستم و هیج نمی‌کنم. بعدتر که پای سخنان دلش و نه دانش‌اش – که کوچکترین قرابتی با آن ندارم- می‌نشینم صدای لرزانش را می‌فهمم وقتی که می‌گوید " راهی طولانی در پیش است".

او تحصیلکرده  انگلستان است و وقتی از بازگشتش از این راه که ایرانی‌های متعددی هرگز از آن برنگشتند، می‌پرسم، می‌گوید:  بعد از پایان جنگ و در زمان ریاست‌جمهوری آقای رفسنجانی، تقاضا‌ها برای بازگشت ایرانیانی که تحصیلات عالیه در خارج از کشور و کمک آن‌ها برای بازسازی بسیار گسترش یافت. از طرق مختلفی از ایرانیان خارج از کشور دعوت می‌کردند تا به ایران بیایند. من و همسرم هم که هر دو عضو هیأت علمی بودیم تصمیم گرفتیم که بعد  از سالیان به ایران برگردیم.

ته دلم خوشحال می‌شوم که دست کم با او که یکی از هزاران دانشمند سرزمینم است از در حمایت رفتار کرده‌اند. شاید به کنایه به امثال خودم از کردستانی می‌پرسم که حمایت مالی در این میان چه قدر سهیم بود.

در همان اوّلین جمله تمام بهانه‌های دوستانی چون من را سرم آوار می‌کند: مسئله حمایت مالی، مسئله‌ای ثانویه است؛ نکته اول این است که اساساَ نوآوری باید در میان وجود داشته باشد و مهم‌تر اینکه افراد باید انگیزه برای خلق داشته باشند.

نادانی‌ام را با زیرکی به رویم می‌آورد و ادامه می‌دهد: شما قطعاَ سرگذشت بسیاری از کسانی که به مراتب بالا رسیده‌اند را شنیده‌اید؛ بسیاری از آنها از زیرزمین منزل خود شروع کرده‌اند و به تدریج توانسته‌اند کارشان را گسترش دهند.

نگاه سرخورده‌ام را اما این‌چنین دلجویی می‌کند: نکته اصلی این است که باید به وسیله‌ای از این نوآوری‌ها حمایت شود. اکنون شاهد این هستیم که در کشورهای مختلف دنیا حتی در دفترهای کوچک و در ابعاد کوچک نوآوری‌ها و خلاقیت‌های بزرگ صورت می‌گیرد. مهم انگیزه ایجاد نوآوری است .

برای اینکه شیرفهم شوم یک قدم جلوتر می‌روم و از او که با نگاه آرامش نگاهم می‌کند می‌خواهم فضای این حمایت را در ایران و خارج از کشور برایم مقایسه کند: در کشورهای اروپایی برای فاز تحقیقات و مراکز دانشگاهی بودجه‌ای تحقیقاتی تصویب می‌شود اگر کار محققان نتایجی داشته باشد معمولاَ این دانش متعلق به موسسه یا دانشگاه خواهد بود. حال اگر شخصی که دست به آن نوآوری زده به کارش اعتقاد داشته باشد می‌تواند آن طرح را از دانشگاه خریداری کند.

همین طور که از صراحت لهجه‌اش لذت می‌برم جمله بعدی‌اش به تمام انسان‌های دور و اطراف امیدوارم می‌کند: "بسیاری از افراد که کارهای نوآورانه و استارت آپ انجام می‌دهند در واقع ممکن است که بیرون از دانشگاه و مراکز تحقیقاتی باشند؛ این کار‌ها ممکن است از سوی کسانی عملی شود که شاید دانشگاه را رها کرده‌اند یا اصلاَ دانشگاه نرفته اند."

باز هم با حوصله برایم بحث قبلی را ادامه می‌دهد و از تفاوت‌ها می‌گوید: موسساتی هستند که طرح های نوآورانه این افراد را بررسی می‌کنند و اگر آن طرح قابلیت توسعه در بازار را داشته باشد بودجه‌ای را به آن اختصاص می‌دهند و با این بودجه در بخشی از توسعه آن طرح سهیم می‌شوند. 

در حالی که به حمایت برخی موسسات در ایران چون صندوق حمایت از نوآوری و شکوفایی و بخش‌های توسعه طرح های نوآورانه وزارت صنایع اشاره می‌کند جملاتش را پی می‌گیرد: در مواردی که افراد می‌توانند وام بگیرند اگر طرحشان مورد تایید بانک قرار بگیرد، می‌توانند از این روش نیز استفاده کنند. تفاوت این کار با موسسات این است که در ایران این وام با بهره نزدیک صفر یا بهره اندک ارائه می شود اما این وام ها به هر کسی و هر ایده ای اختصاص نمی‌یابد.

وقتی با اصرارم مواجه می‌شود که هنوز تأکید می‌کنم حمایت‌ها در ایران چندان هم نیست، از خودش می‌گوید که " در سال 1383  که کارم را شروع کردم یک وام 13 میلیونی که سود بسیار کم – در حدود یک درصد- داشت، گرفتم در حالی که در آن زمان 13 میلیون رقم زیادی بود. این وام را بدون هیچ آشنایی گرفتم؛ من در وزارت صنایع هیچ آشنا یا پارتی نداشتم به همین دلیل می‌گویم که حمایت وجود دارد."

با این حال از من می‌پذیرد که سختی‌هایی در این حمایت‌ها وجود دارد اما معتقد است که " این مشکل را افرادی ایجاد کرده‌اند که این وام‌ها را گرفته اما به کارهای دیگری دست زده‌اند."

جمله‌اش را ناتمام نمی‌گذارد و توضیح می‌دهد: ایراد از اشخاصی است که ادعای نوآوری کرده‌ اما در نهایت چیزی تولید نکرده‌اند. در آن طرف با این اقدامات حس بی‌اعتمادی افزایش پیدا می‌کند و از این طرف هم کسانی که واقعاَ نوآوری کرده‌اند و ایده‌های خلاقانه دارند با موانع بسیاری روبه‌رو می‌شوند.

راه حل را که جویا می‌شوم جوابم قاطع و سر راست است: این پروسه مدیریت و رویکرد نوین می‌خواهد.

می‌گویم حالا که این راه بسی دور و ناهموار است چه می‌شود کرد؛ با ذهن روشن‌اش پاسخ می‌دهد:‌ از جمله این پشتیبانی‌ها این است که در هر جایگاهی که هستیم بتوانیم ارگان‌ها، سازمان‌ها و موسسات را تقویت کنیم.

از خودش مایه می‌گذارد و ادامه می‌دهد: وجود ما در کشوری چون ایران و در چنین جایگاهی در واقع می‌تواند عاملی شود که این سیاست‌های حمایتی را تقویت کنیم. برای مثال خود من که با کمیته نانو در ارتباط  هستم می‌توانم ایده‌های خوب را معرفی و مطرح کنم تا بتوانند ساده‌تر و وسیع‌تر از منابع مالی و وام‌ها بهره مند شوند. یکی از راه‌های حمایتی دیگر در سطح آکادمیک است که به عنوان استاد دانشگاه این امید به آینده را در جوانان تقویت کنیم و بگوییم که هر چیزی ممکن است.

از حضور پررنگش می‌گوید که "من همیشه یکی از افرادی بودم که در هر یک از این موسسات و سازمان‌هایی که حضور داشته‌ام، صدای اعتراضم را بلند کرده‌ام که بایستی حمایت‌ها قوی‌تر باشد و سهم خودم را تا جایی که حرفم برش داشته است انجام داده‌ام."

بعدتر هم آب پاکی را روی دستم می‌ریزد: در واقع حرف من این است که اگر شما واقعاَ انگیزه و پشتکار داشته باشی در نهایت راه‌های مناسبی برای توسعه طرح‌ات پیدا می‌شود.

اینجای ماجرا که قانع می‌شوم از او که نوآوری‌اش در فضای تجهیزات پزشکی جهانی شده و شرکت‌‌اش روز به روز به تولیداتش می‌افزاید درباره فضای خلاقیت و کارآفرینی می‌پرسم؛ این بار اما به نظر هم‌نواتر با من است: فضای نوآوری و کارآفرینی را در ایران خیلی سخت می بینم و به نظرم نو‌آوری واقعاَ دشوار است.

ادامه می‌دهد: در همه جای دنیا کار تولید معمولا پیچیده است و در ایران نیز پیچیدگی‌‌های خاص خودش را دارد. کار نوآورانه را در ایران به دشواری می‌توان به بازار معرفی کرد.

جویای اختراعاتش می‌شوم و اینکه او یکی از باپشتکارترین‌هاست که توانسته اختراعاتش را وارد بازار کند؛ برایم توضیح می‌دهد که ‌"اختراعات من در زمینه محصولاتی است که توسعه داده‌ام؛ در زمینه پزشکی محصولاتی است که برای بند آوردن خون ریزی و ترمیم زخم استفاده می‌شوند. " جمله‌اش را به چیزهایی که خوانده‌ام کامل می‌کنم" پانسمان بیواکتیو برای درمان زخم، تولید محلول ضدعفونی کننده بدون الکل برای نخستین بار در دنیا از محصولاتی است که تولید کرده، تولیداتی که هر کدام می‌تواند امید به بهبود و نجات را در دل بیماران زنده نگه دارد..."

دیگر زمانش رسید تا از کارآفرینی‌اش بپرسم؛ از شرکت "کیتوتیک" که این روزها چه می‌‌کند و چه خواهد کرد: در حال حاضر هم بخش تحقیق و توسعه بسیار فعالی داریم که بر روی محصولات جدید کار می‌کند و یکی دو پروژه جدید مهم هم داریم که یکی از آن‌ها تزریق گر بدون سوزن است که مراحل تولید را می‌گذرانند.

از او که در چشمم موفقیت را از معنا انداخته معنی موفقیت را می‌پرسم: موفقیت یک مسأله نسبی است که هر کس برای خودش از آن تعریفی دارد. به نظر من برای جوانان موفقیت این است که به کاری که می کنند اعتقاد پیدا کنند و با باور و اعتقادی که به کارشان دارند حتی اگر آن کار جدید نیست، بدون اینکه ناامید شوند در راستای رسیدن به آن اهداف پیش بروند و به اهدافی که تعیین کرده‌اند برسند. به نظر من این تعریف ساده‌ای از موفقیت است. به عبارت دیگر شروع کردن کارهای متعدد و ناتمام گذاشتن آنها معمولا یک حس عدم توفیق را به شخص القا می‌کند.

از او که در این مدت کوتاه به یکی از الگوهای موفقیتم تبدیل شده می‌پرسم که آیا خودش هم همین حس من را دارد: من واقعاَ آدم ناموفقی نیستم چون به اهدافی که می‌خواستم رسیده‌ام و حتی در زمان خیلی کوتاه‌تری به این اهداف رسیده‌ام. و در هر صورت از اینکه توانسته‌ام به اهدافم برسم خوشحالم اما هنوز هم اهداف و خواسته‌های دارم که به دنبالشان هستم.

گفت‌وگویمان را با نگاهی به فردا تمام می‌کند؛ جمله‌ای که هنوز و هر روز در گوشم زنگ می‌زند: نکته مهم این است که باید به این باور برسیم که هر چیزی شدنی است اما هنوز هم باید رشد و پیشرفت بسیاری کنیم و راهی طولانی در پیش داریم.

پایگاه خبری ایرانیان موفق
poorlak 0 0

1395/09/15 02:16

چه خوب که این اساتید رو معرفی می کنید... دقیقا احساس کردم داره با من نوعی حرف می زنه... خوشا به حال ما که اینجور بزرگانی داریم
اصلانی 0 0

1395/09/15 14:12

موفقیت را برای این بانوی بزرگ آرزومندم
فریبا 0 0

1395/09/15 14:13

انسانهای بزرگی مثل این خانم هستن که معرفی نشدن امیدوارم اونها رو هم معرفی کنید
اکبری 0 0

1395/09/15 14:14

درود بی کران
الهه 0 0

1395/09/15 14:14

زنده باشید
علی 0 0

1395/09/15 14:17

امیدوارم تعداد این انسانهای توی ایران زیاد بشه و مشکل بیکاری حل شه
امید 0 1

1395/09/15 14:18

خواهش می کنم ما رو از بیکاری نجات بدین
captcha